خرید بک لینک
جمعه ظهر مورخ 08/16 خواب دیدم مدیرم ارشدم من را صدا کرده برای ریاست ، جالب بود، البته خواب های ظهرم خیلی زود تعبیر میشهدیشب مورخ 08/17 خواب دیدم برای دخترم یک خواستگار از خارج امده، البته ما دو سه تا فامیل خارج داریم ولی خب این هم به نوبه خود جالب بوددیشب مورخ 08/20 خواب دیدم که پدرم زنده شده برگشته با لباس ژولیده به مانند مرده ها ولی مادرم طفلک می گفت، ولش کنید بذارید باید بشنیه فقط به کسی نگید ، چشم می کنن می گن پدر اینها برگشته، خیلی خوشحال بودیم من و برادرم با هم امدیم پیشش نشستیم من که اصلا

برچسب: نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 7:35

بالا خره بعد از کلی زحمت ها که در حوضه نویسندگی کشیدم اولین کتابم چاپ شد به نام روش نوین تجارت اقدر پروسه سختی بود که حالا که چاپ شده باورش نمی کنم ، از اسمش که پدر بد و پدر بدتر بود تبدیل شد به روش نوین تجارت جلدش که هیچی انقدر ایراد گرفتند که وقتی الآن نگاهش می کنم با اونچیزی که من می خواستم خیلی فرق داره ، ضمینه صورتی با تذهیب انگار کتاب مذهبی ولی بالاخره یکیش چاپ شد حالادارم دومیش رو می نویسم

برچسب: نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 7:35

دیشب مورخ 08/28 خواب دیدم که سوار یک کشتی تفریحی بزگ هستم و روی دریا داشتم می رفتم، چه هیجان وصف ناشدنی داشت. پول که دنداریم حداقل با این خوابها یک کمی تفریح می کنیمدیشب مورخ 08/29 خواب دیدم درفتم پیش مدیرشرکت و رفیقم که با هم صحبت نمی کنیم هم آمد و مدیرمان به او یک سبد انگور دارد و با هم برگشتیم یکدفعه یادم افتاد که من نباید با او صحبت کنم و عقب تر راه افتاده هی منت کشی کرد جوابش رو ندادم از شرکت با ماشینم زدم بیرون دیدم رفته پیش خانمم داره با اون صجبت می کنه ، خیلی ناراحت شدم و رفتم به دنبال ه

برچسب: نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 7:35

صفحه بندی